السيد موسى الشبيري الزنجاني

7710

كتاب النكاح ( فارسى )

همانطورى كه گفته شد از آنجا كه شارع - تقريباً - از باب ضرورت اين راهها را اجازه داده است ، لذا بايد رعايت ترتيب و تقديم أخف در بين آنها بشود و به ترتيب به مراحل شديدتر برود . فصل سوم : نشوز زوج مقصود از نشوز زوج : در مباحث گذشته در تعريف نشوز « 1 » گفته شد كه مقصود از نشوز مرد ، ترفع مرد از اداء حق زن نيست ، بلكه مقصود ، ترفع مرد از ادامه زندگى با او و قصد طلاق يا قصد ازدواج با ديگرى ، به جهت كراهت داشتن نسبت به او است و اينها هيچ كدام حرام نيستند . و اما اگر مردى حقوق زن از قبيل كسوه ، نفقه و حق القسم او را ايفاء نمىكند ، يا اينكه بدون حساب اقدام به كتك او مىكند و تحميل‌هايى را كه جايز نيست ، مرتكب مىشود ، اين فرض از فروض غير متعارفى است كه حكم آن غير از حكمى است كه در مورد فرض متعارف از نشوز مرد - كه همان كراهت داشتن نسبت به زن و قصد طلاق يا ازدواج مجدد است - بوده و در اين صورت زن علاوه بر حق وعظ داشتن ، مىتواند حقوق خود را با مراجعه به حاكم مطالبه نمايد . حكم وعظ ، هجر و ضرب مرد در قرآن : در صورت نشوز مرد علاوه بر اينكه در قرآن هيچ سخنى از وعظ يا هجر يا ضرب مرد توسط زن زده نشده است ، هيچ يك از فقهاء هم - تا جايى كه مراجعه كرده‌ام - چنين امورى را در اينجا مطرح نكرده‌اند و مثل اينكه اين از قبيل ارسال مسلمات در بين كلمات قوم است . صاحب جواهر هم اختصاص دادن احكام مذكور را به نشوز آن در قرآن ، مشعر بر عدم جريان آن احكام در مورد مرد ، از نظر قرآن دانسته است ، ولى به نظر مىرسد كه اين اختصاص به ذكر به جهت مد نظر قرار دادن متعارف بوده است ؛

--> ( 1 ) در ص 4 گذشت